زنده‌یاد حاج محمد کلاری

حاج حمید غفاری

(بنیان‌گذار چاپخانه نورحکمت)

صنعت چاپ، تنها تکرار طرح بر روی کاغذ نیست؛ بلکه هنر تجسم اندیشه و مهار رنگ در خدمت فرهنگ است
زمینه تخصصی مدیریت چاپخانه‌های روزنامه و کتاب، نصب و راه‌اندازی ماشین‌آلات چاپ رول و ورقی، لیتوگرافی و صحافی اتوماتیک، انتشارات و مدیریت تشکل‌های صنفی
آغاز فعالیت 1361 (تأسیس چاپخانه نورحکمت)

روایت یک پیشکسوت

بیش از چهار دهه است که عمر و زندگی‌ام با بوی کاغذ و طنین ماشین‌های چاپ گره خورده است. آغاز این سفر، سال ۱۳۶۱ و با تأسیس چاپخانه «نورحکمت» رقم خورد؛ جایی که در کنار فرزندانم، نه‌تنها حرفه‌ای را بنیان نهادم، بلکه مکتبی خانوادگی برای آموختن چاپ بنیان گذاشتم؛ مکتبی که آموختن در آن با خاک و غبار ماشین‌ها آغاز می‌شد و به درک عمیق از فناوری، رنگ و کاغذ می‌رسید. من همواره باور دارم که سال‌ها کار کردن پشت ماشین، به‌تنهایی کافی نیست؛ چاپگر راستین کسی است که با تنوع ماشین‌آلات، از چاپ رول روزنامه تا افست و صحافی اتوماتیک، انس گرفته باشد.
یکی از افتخارات مسیر من، حضور در اوایل دهه ۱۳۷۰ در کنار مهندسان آلمانی، برای نصب و راه‌اندازی ماشین هشت‌رنگ چاپ رول روزانه بود؛ ماشینی که به‌عنوان نخستین ماشین چاپ روزنامه در بخش خصوصی، در قلب شهر تهران به کار گرفته شد. از آن پس، نام نورحکمت با چاپ روزنامه‌های مهم کشور چون «همشهری»، «ایران» و «جام‌جم»، کتاب‌های درسی و آثار نهضت سوادآموزی گره خورد؛ جایی که فهمیدیم چاپ، نه یک فعالیت صرفاً تجاری، بلکه رسانه‌ای است در خدمت دانش و فرهنگ این سرزمین. مدیریت چاپخانه شرکت نفت و بیش از چهل سال مدیریت انتشارات «مشکوة»، حلقه‌های دیگر این زنجیره‌ی پرفراز و نشیب بودند؛ تجربه‌ای که به من آموخت چاپخانه‌داری، پیوندی ناگسستنی از نشر، مدیریت و مسئولیت اجتماعی است.
در عرصه‌ی صنفی نیز همواره تلاش کردم حضوری اثرگذار و مسئولانه داشته باشم؛ هفت سال عضویت در کمیسیون حل اختلاف و دو دوره عضویت علی‌البدل هیئت‌مدیره اتحادیه چاپخانه‌داران تهران، و اکنون نمایندگی صنف در کمیسیون رسیدگی به تخلفات چاپخانه‌های کشور به انتخاب وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، و نیز عضویت در هیئت‌مدیره و مدیریت‌عاملی شرکت تعاونی چاپخانه‌داران، گواه این باور است که خدمت صنفی، نه با شعار، که با عمل و حل مسئله تحقق می‌یابد. رویکرد من همواره مبتنی بر عمل‌گرایی بوده است؛ زیرا آنچنان حجمی از کار زمین‌مانده پیش روی اهالی این صنف است که شعار، جای خود را به «کار» می‌سپارد.

در امتداد مسیر

میراث واقعی هر چاپخانه، نه در آهن ماشین‌ها، که در دستانی است که آموخته باشد چگونه با آن‌ها سخن بگوید. خوشبختم که این مسیر از آغاز، در کنار فرزندانم طی شد و امروز نیز آنان با تکیه بر تجربه‌ی این مکتب خانوادگی و بهره‌گیری از دانش روز، سکان‌دار بخش‌هایی از این مجموعه هستند. تماشای ادامه‌ی این راه توسط نسل دوم، برای من اطمینان خاطری است که شعله‌ی این چراغ، همچنان در خدمت صنعت چاپ و فرهنگ این مرز و بوم روشن خواهد ماند.

بازگشت به خانواده نشر