زنده‌یاد حاج محمد کلاری

جناب آقای سیامک صدیقی

بنیان‌گذار چاپخانه فن و هنر

فناوری ابزار است؛ هنر مدیر، پیوند دانش و تعهد برای ساختن فردای صنعت
زمینه تخصصی چاپ و بسته‌بندی، نوسازی و توسعه زیرساخت‌های صنعتی، لیتوگرافی پیشرفته
آغاز فعالیت 1353

روایت یک پیشکسوت

سفر من در دنیای چاپ، نه از یک سرمایه‌ی کلان، بلکه از یک پرس‌وجوی ساده در ۱۵ سالگی آغاز شد؛ جایی که مرکب و کاغذ، نخستین درس‌های زندگی را به من آموختند. در ۱۶ سالگی، به عنوان ویزیتور خدمات چاپی قدم به این عرصه گذاشتم و جسارت نوجوانی چنان بود که تنها پس از چند ماه، مجموعه‌ای را که مدیرانش توان ادامه‌دادنش را نداشتند، خریداری کردم؛ ماجرایی که تا تابستان ۱۳۵۷ ادامه داشت. سپس تقدیر، مرا برای کار و تحصیل به کشور اتریش برد؛ جایی که دانش تخصصی‌ام را در رشته مدیریت بازرگانی آموختم و در سال ۱۳۷۱، با کوله‌باری از تجربیات بین‌المللی به وطن بازگشتم.
بلافاصله پس از بازگشت، با مشورت دوستان قدیمی صنعت چاپ، راهی آلمان شدم و دستگاه اسکنر پیشرفته DC3000 ساخت شرکت Dr.Hell را خریداری کردم؛ دستگاهی که در زمان خود، از پیشرفته‌ترین تجهیزات پیش از چاپ در جهان بود. با تأسیس «ایران اسکنر»، حدود سه سال در این حوزه فعالیت کردم و در همین فاصله، دفتر خدمات چاپی نیز بنیان نهادم.
در اواخر سال ۱۳۷۳، سهام خود را در ایران اسکنر با سهام شریکم در «چاپ سهند» تعویض کردم و از تا پایان سال ۱۳۷۹، در کنار برادران براتی در چاپ سهند فعالیت کردم؛ تا آنکه در سال ۱۳۷۹، با توجه به شرایط و توان مالی و به پشتوانه‌ی رابطه‌ای بسیار نیک با شرکا، تصمیم گرفتیم مشارکت را به پایان برسانیم و هر یک به‌طور مستقل راه خود را ادامه دهیم.
سال ۱۳۸۰، فصل تازه‌ای بود: با خرید یک دستگاه ماشین چاپ 4/5 ورقی چهاررنگ برند میتسوبیشی، نخستین دستگاه چاپ کاملاً نویی که بخش خصوصی پس از انقلاب وارد ایران کرد . چاپخانه «فن و هنر» را در جاده مخصوص کرج بنیان گذاشتم. به‌تدریج خدمات پیش از چاپ (لیتوگرافی) را با خرید دستگاه CTP «کرئو» (Creo) از کانادا گسترش دادیم و در صنعت نشر و بسته‌بندی فعالیت کردیم. در سال ۱۳۸۵، محل فعلی چاپخانه را خریداری، بازسازی و نوسازی کردیم و در سال ۱۳۸۸، یک دستگاه ماشین چاپ دوورقی چهاررنگ نیز به مجموعه افزوده شد. فعالیت ما که در آغاز بیشتر معطوف به نشریات و کتب نفیس بود، به‌تدریج به سمت صنعت بسته‌بندی چرخید و امروز بیش از ۸۰ درصد کار چاپخانه در این حوزه است.
من آموخته‌ام که صنعت چاپ، جاده‌ای بی‌پایان است؛ جایی که ایستایی به معنای عقب‌ماندن است. با همین نگاه راهبردی، سال‌های اخیر را صرف بازاندیشی در مسیر مجموعه، به‌روزرسانی فناوری‌ها و شکل‌دهی به زیرساختی کرده‌ام که بتواند پاسخ‌گوی نیازهای فردای بازار باشد؛ به گونه‌ای که بتوانیم کلیه خدمات پیش از چاپ، چاپ و پس از چاپ را در صنعت بسته‌بندی به بازار عرضه کنیم.

در امتداد مسیر

صنعت، نیازمند جریان همیشگی خون تازه در رگ‌های خود است و این مسیر پرفراز و نشیب، در خانواده‌ی من نیز به شکلی پویا تداوم یافته است. خرسندم که امروز سکان چاپخانه در دستان فرزندم، مهندس سامان صدیقی است؛ او با دانش روز و مدیریت پویا، مجموعه را در بازار رقابتی بسته‌بندی راهبری می‌کند. من نیز در کنار او، متمرکز بر توسعه و به‌روزرسانی فناوری‌های مجموعه بوده‌ام. اما شیرین‌ترین دستاورد این هم‌راهی، تربیت نسلی است که آموخته است بر شانه‌های تجربه بایستد و با چشمِ خود، افق‌های تازه ببیند. به باور من، ماندگارترین سرمایه‌ی هر صنعت، نه دستگاه است و نه بنا؛ بلکه آدم‌هایی است که پرورش می‌دهیم تا میراث ما را با دستانی تواناتر، به بلندای فردا برسانند

بازگشت به خانواده نشر